خرید بک لینک

اطمينان

I wonder if you should wait until you're sure.

I wonder if you should wait ti the situation is right perfect and you're in complete control.

اگر از آدمهاي شاد و بشاش و زندگي گرا و... بپرسي، نه بزرگي از آنها خواهي شنيد.

But for a control freak like me,it's not easy to tolerate people, generally and the concept of entering other people's programs and supposedly making them tolerate me.

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 5:42

constantly thinking if constant search of the best way to surrender would get me to to the end of the road.

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:20

It’s just that some changes are easier to make than others, and they are more enjoyable in the process; but the thing is, I never need those. The changes I desprately need to make are those which you waa cry while doing...

+ پنجم بهمن ۱۳۹۶| 12:51 AM|غرقه| |

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 9:58

-شما فكر ميكنين من چند سالمه مرد جوان؟
-٥٠
شما فكر ميكنين چند سالتونه؟
-٤٢
ميتونم شناسنامه مو نشون بدم...
-براي متقاعد كردن يك مرد نميتونيد به شناسنامه اكتفا كنيد...

دردسرهاي هري-آلفرد هيچكاك

+ دوم مرداد ۱۳۹۶| 1:27 AM|غرقه| |


برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 4:48

constantly thinking if constant search of the best way to surrender would get me to to the end of the road.

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 4:48

داستان اينه كه، زندگي من غليظ شده، غلظت يه سري چيزا توش به شدت رفته بالا و اين منو عصبي ميكنه.خيلي منو عصبي ميكنه. من عاشق سبكي ام.رقت.رقت رهايي مياره، غليظ تو رو درگير ميكنه...و من رهايي رو ميخوام.دقت كنيد: من رهايي رو به درگيري ترجيح نميدم.من رهايي رو ميخوام.و وقتي رهايي نيست؛ پس من هم خودم نيستم...درگيري منو توي خودش ميبلعه. و من فقط يه جريان آشفته ام.من خودِ درگيريم و ذهنمو از دست ميدم. بدتر از درگيري و غلظت، نداشتن راهي براي رهاييه... من راهي براي رهايي ندارم. + هفدهم مهر ۱۳۹۶| 6:58 PM|غرقه| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 4:48

I wonder if you should wait until you're sure.

I wonder if you should wait ti the situation is right perfect and you're in complete control.

اگر از آدمهاي شاد و بشاش و زندگي گرا و... بپرسي، نه بزرگي از آنها خواهي شنيد.

But for a control freak like me,it's not easy to tolerate people, generally and the concept of entering other people's programs and supposedly making them tolerate me.

+ یازدهم آبان ۱۳۹۶| 9:6 PM|غرقه| |


برچسب: اطمينان, نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 4:48

انگار درد، تحمل دردو آسونتر مي كنه. مثل وقتايي كه حالت واقعا خوبه، وقتايي كه همه چي عاليه، كوچكترين فكر ناراحت كننده اي آزاردهنده است. مثلا شما تصور كنيد بي نقص ترين عروسي دنيا رو داريد بعد بهتون خبر ميدن كه دسته گل قراره به جاي شش رز قرمز، پنج تا داشته باشه، اين موضوع شما رو عصبي ميكنه.واقعا عصبي تون ميكنه. اما اگر لباستون پشتش گلي شده باشه و رنگ گلهاي روي ميزا زرد باشه و ميوه ها به موقع نرسيده بادامه مطلب

برچسب: حداقل,امروز,اينطوريه, نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:43

بالاخره لحظه ي دريافت براي همه پيش مي آيد، يعني اميدوارم.امشب فهميدم كه، اينطوري نمي شود. وقتي مي فهمي اينطوري ديگر نمي شود و وقت تغيير است، هم خوب است هم بد. خوب است چون تغيير خوب است، نو شدن خوب است، حالا كاري نداريم كه هر تغييري هم خوب نيست و اينها، ما از همين تغييرهاي خوب حرف ميزنيم، تغييرهاي كوادامه مطلب

برچسب: نقطه, نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 9:47

نمیخواستم تولدم بشود اما شد. این داستان جدیدی نیست، زمان هیچ وقت کاری به خواست من و شما ندارد.من نمیخواستم وارد سال بعدی از زندگیم بشوم اما شدم.خوشحال نبودم.چند هفته پیش یادداشتی خواندم درباره ی تغییرات کوچک تدریجی که کم کم فاجعه می آفرینند.از صبح تا حالا دارم سعی میکنم بفهمم اینکه من امروز اصلا از ادامه مطلب

برچسب: سقوط,شیبی,تند,گسسته,صعود,ارتفاع,ناخواسته, نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 22:58

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 21:08

خدا خدا میکنم امتحانات تمام شوند اگر بیشتر ازین مجبور باشم اشک هایم را به مجاری اشکیم برگردانم و بیش این مجبور باشم تمام کلماتم را در سرم انقدر بچرخانم که دچار پدیده ی رسوب گردبادی شوند،منفجر میشوم.تبدیل به دریاچه ی اشک می شوم.در گردباد افکارم میفتم، به همان عدمی که می پیوندم که تاکنون کلماتم را به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 21:08

قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 21:08

میگفت دوست دارم با من حرف بزنی.

یه همچین چیزی...درست یادم نیست...میخواهند با آنان حرف بزنم.چه می خواهند بدانند؟فکر نکنم کسی دلش بخواهد بداند الان هیچ چیز و هیچ چیز حال مرا نمیتواند بهتر کند...فکر نکنم کسی بخواهد بداند که هیچ چیز حال مرا هیچ گونه ای نمیتواند بهتر کند...حتی اندکی.کسی نمیخواهد بداند چور در عمق بد حالی ام.خاصه امشب.

گاهی آدما معنی حرفاشونو نمیدونن...

+ هجدهم تیر ۱۳۹۶| 9:47 PM|غرقه| |

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 21:08

-شما فكر ميكنين من چند سالمه مرد جوان؟
-٥٠
شما فكر ميكنين چند سالتونه؟
-٤٢
ميتونم شناسنامه مو نشون بدم...
-براي متقاعد كردن يك مرد نميتونيد به شناسنامه اكتفا كنيد...

دردسرهاي هري-آلفرد هيچكاك

+ دوم مرداد ۱۳۹۶| 1:27 AM|غرقه| |

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 21:08

صفحه بندی